ء

ورود به حساب کاربری

شماره همراه خود را وارد کنید
ورود با کلمه عبور ارسال کد تایید

فراموشی کلمه عبور

در صورت فراموشی کلمه عبور شماره موبایل خود را وارد کنید.

ورود با کلمه عبور تنظیم مجدد

ورود به حساب کاربری

در صورتی که کلمه عبور خود را بروزرسانی کرده اید با کلمه عبور وارد حساب کاربری خود شوید.

شماره همراه خود را وارد کنید

ورود و ادامه

تعداد بازدید : 114
تاریخ و ساعت انتشار : سه شنبه 30 بهمن 1403 08:46

غلام عباس شریفی | استرداد موجودی اعضای متوفی

غلام عباس شریفی | استرداد موجودی اعضای متوفی

در یک صبح بهاری، اوایل سال 1400 در محل کارم پشت رایانه نشسته بودم و داشتم کارهای
اداری را انجام می دادم که جوانی وارد اتاق شد و بعد از سلام و احوالپرسی، با حالتی معصومانه
جلو آمدند و گفتند: «ببخشید، یه سوال دارم...

در یک صبح بهاری، اوایل سال1400 در محل کارم پشت رایانه نشسته بودم و داشتم کارهای اداری را انجام می‌‌دادم که جوانی وارد اتاق شد و بعد از سلام و احوالپرسی، با حالتی معصومانه جلو آمدند و گفتند: «ببخشید، یه سؤال دارم.» گفتم: «بفرمایید.» با حالت خجالتی بیان کردند: «ما چهارده‌تا خواهر و برادریم و هرکدوممون یه جایی از ایران سکونت داریم و من می‌‌خوام پس‌انداز پدرم رو که به رحمت خدا رفته، به علت این‌که بدهکاریم، از صندوق بگیرم.» گفتم: «مسئله‌ای نیست و مثل شما افراد زیادی هستند که این مشکل رو دارند و به ما مراجعه می‌‌کنند و ما هم در حد توان، کمکِشون می‌‌کنیم.» گفت: «آخه ما خواهر و برادرهای ناتنی هستیم و همه باهم قهرند و رابطة خوبی ندارند و حتی برای مراسم پدر، خیلی‌ها نیومدند و ما بابت مراسم پدر، مبلغی بدهکاریم. اگه شما کمکمون کنید، از شما ممنون می‌شم.» گفتم: «من اونچه در توانم هست، کمکتون می‌‌کنم.» خنده‌ای کرد و خوشحال شد و روی صندلی نشست و نفس عمیقی کشید و آرام شد. کدملی پدرشان را گرفتم و وارد سیستم کردم. وضعیت حساب را بررسی کردم و اعلام کردم: «بدهی نداره و مبلغ دوازده‌میلیون سپرده داره. می‌‌تونید با تکمیل‌کردن پرونده، مبلغ سپرده رو بردارین.» مدارک لازم را روی کاغذ یادداشت و به او تقدیم کردم. با کمی درنگ، اظهار کردند: «یکسری از مدارک همراهم هست» و مدارکش را گرفتم و شروع به تکمیل پرونده کردم و تلفن‌های خواهر و برادرهایش را گرفتم و به او گفتم: «شما تشریف ببرید و حوصله داشته باشید و مدارک ناقص رو فردا بیارید.»

ساعتی بعد، شروع کردم به تماس تلفنی با خواهر و برادرهایش که دیدم هرکدام دلیلی بیان می‌‌کردند و خلاصه طفره می‌‌رفتند و همه صحبت از کینه و دشمنی می‌‌کردند. باحوصله به صحبت‌هایشان گوش می‌‌دادم و به آن‌ّها حق می‌‌دادم تا آرام شوند. حدود شش‌ماهی زمان برد و هرکدامشان در شهرهای مختلف، از جمله: مشهد، تهران، کرمان و اصفهان سکونت داشتند. پرونده تکمیل و مبلغ به حساب تک‌تک اعضا واریز شد. یک روز یکی از برادرها از کرمان زنگ زد و خیلی خوشحال بود و گفت: «پولم واریز شد. از شما بابت این پشتکار، تقدیر و تشکر می‌‌کنم» و خداحافظی کرد و من هم نفس راحتی کشیدم.   

 

 

دانلود داستان 

آمار چارت
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها
  • استان ها
آرشیو مطالب

منشور ارزش صندوق قرض الحسنه شاهد

منشور ارزش صندوق قرض الحسنه شاهد افتخار دارد در راستای ترویج فرهنگ الهی قرض الحسنه، با حفظ عزت نفس و کرامت انسانی خانواده بزرگ شاهد و ایثارگر عضو، مطلوب ترین تسهیلات مالی را در کوتاه ترین زمان برای توانمندسازی و ارتقاء سطح کیفی زندگی ایشان اعطاء نماید.